احتیاج سومین روزنامه غیر دولتی و مردمی پیش از مشروطه در تبریز است. این روزنامه که اولین شماره آن در 16 محرم 1316ق منتشر شد را یکی از نویسندگان آزادیخواه تبریز به نام علی قلی صفراف که بعدها روزنامه معروف آذربایجان را در اوایل مشروطیت چاپ کرد، مدیریت می کرد. روزنامه "احتیاج" که با چاپ سنگی هفته ای یک بار روزهای دوشنبه چاپ می شد. اشتراک روزنامه در دارالسلطنه تبریز هشت قرآن جدید، باقی نقاط ایران همین قیمت بعلاوه هزینه پست، در سرزمین عثمانی 2 مجیدی سیم، در قفقاز و روسیه 2 منات و در هندوستان 5 روپیه فروخته می شد.

علی قلی صفراف  «راپورتچی باشی» محمد علی میرزا بوده كه گزارش هایی كه برای ولیعهد می رسید، همه ابتدا از زیر دست او می گذشته است. وی از آزادی خواهان بوده و با آنان همراهی و همدردی می نموده است. علی قلی صفراوف نویسنده دموکرات و شجاع و بی باک، در سال های پیش از مشروطه دست به انتشار سه روزنامه به نام های شبنامه، احتیاج و اقبال زده است. صفراوف شبنامه را که پس از شاهسون دومین روزنامه طنز و هزلی بوده در سال 1271ش ( 1310ق) به طور پنهانی برای بیداری و تحریک توده های زحمتکش برعلیه حکومت ستمگر در تبریز منتشر می کرد.

در شماره اول روزنامه در معرفی روزنامه چنین آمده است:

"این نامه در صنایع و تجارت و مطالب مفیده ملی سخن خواهد گفت و اوراق مفیده بجهت درج در اداره بامضای نویسنده معتبر و کاغذهای بی امضا قبول نخواهد گردید اجرت پست بعهده اداره است."

و باز هدف انتشار روزنامه چنین نقل شده است:

"پس از سپاس ایزد یکتا و ستایش سایه خدا که پدر ایرانیانست این گمنام شاه پرست وطن دوست که سالهای دراز در آرزوی چنین روزی بوده و عمر عزیز را بسختی می گذرانیدم و گاهی که بچشم حسرت نظر بر احتیاج برادران دین و وطن خود که بممالک خارجه دارند و برایش این احتیاج که روز بروز در شعله کشیدن و بزخم این جراحت مسری که آنا فانا" در تزاید است کرده آه سرد از دل پر درد کشیده و سرشک خونین از دیده باریده میگفتم که آب دیده هایم چرا ذرات جگرم را که از طعن زبان خارجه از هم پاشیده در تو نمی بینم مجملا بزیر لب می گفتم مرد باید که در کشاکش دهر سنگ زیر آسیاب باشد. پس  از فکرهای زیاد این قلب شکسته را متوسلا" علی الله وعده یقین دادم که اندکی صبر نماید تا شب چه زاید و خدای چه سازد و بکه پردازد همانکه اسباب فراهم آید و زمانه رو بمانماید نامه در اسم احتیاج طبع ونشر نمایم و داد سخن را می دهم و زبان طعن خارجه را می بندم و یادگاری از خود در جهان میگذارم. ..."

به نظر می رسد عمده مطالب روزنامه به قلم صفراف نوشته شده و خط تحریری روزنامه از مهدی معاون الکتاب روزنامه بوده است. در سرلوحه روزنامه نوشته بود كه «كارهای اداره متعلق به علیقلی خان مدیر است»  

این روزنامه جسورانه و بی پروا به انتقاد از اوضاع مملکت و وابستگی به صنایع اروپا پرداخته و تلاش کرده مردم را برای ترقی و کسب آزادی روشن نماید. این روزنامه که در دوره استبدادی محمد علی شاه قاجار چاپ می شد بارها سعی کرد دولتی ها را در قبال وظایف شان برای ملت روشن کند و بر سر همین نیز دچار توقیف شد و حتی صفراف وقتی عنوان روزنامه را تغییر داد نیز دست از مبارزه و جهاد قلمی خود بر نداشت. ناهید ی آذر می نویسد: صفروف مانند دانتوان اولین ضرورت یك ملت را بعد از نان، دانش و آگاهی می‌دانست ، بنابراین برای آگاه كردن مردم، اولین روزنامه فكاهی و رادیكال «احتیاج» را انتشار می‌دهد. صفروف در روزنامه احتیاج با قلم طنزآمیزش به وضعیت رقت‌آور نان یعنی به كمیابی، گرانی و نامرغوبی آن و بازار پرآشوب نانوایان و محتكران می‌تازد. مسئولان را به خاطر بی‌توجهی به بهداشت عمومی شهر و گل و لای كوچه و خیابان‌های تبریز، به ریشخند می‌گیرد. از نیاز مبرم ایرانیان به كالاهای خارجی حتی به قوری چای سخن می‌گوید.

رادمرد درباره روزنامه احتیاج می نویسد: در مطالب خود معمولا به مدح شاه وقت، مظفرالدین شاه، می پرداخت. در واقع آنها علاوه بر نگاه انتقادی كه داشته اند، تلاش می نمودند تا با شاه وارد جنگ و نزاع نشود. این مسئله بیش از همه به این دلیل بود كه روزنامه احتیاج یك روزنامه غیر دولتی بود كه در ایران انتشار می یافت.

پس از انتشار هفت شماره روزنامه احتیاج به دلیل چاپ مقاله انتقادی و طنز آمیز كه در آن نیاز ایرانیان به كالا و تولیدات بیگانه، حتی قوری چای سخن به میان آورده بود، به امر امير نظام گروسي حاکم آذربايجان توقيف گرديد و صفراف را به کیفر توهین چوب و فلک کردند.  علی قلی باز هم دست از تلاش برنداشت و شماره ‎۸ نشريه را با عنوان "اقبال" در ‎۲۹ ربيع الاول‎۱۳۱۶ جايگزين "احتياج" نمود. از سرنوشت "اقبال" اطلاعاتی در دست نیست که چند شماره منتشر شده، فقط منابع مطبوعاتی اشاره دارند که پس از مدت کوتاهی تعطیل شده است. در آرشیوها همین شماره 8 مشاهده شده است.

پس از توقیف "اقبال" روزنامه فکاهي "آذربایجان" را منتشر نمود.  جزء نفيس ترين روزنامه هاي مصور ايران از نقطه نظر تصوير و نقاشي است و حسين طاهر زاده بهزاد يکي از کاريکاتوريستهاي ماهر اين نشريه است که طنز و کاريکاتور را در خدمت به نظام مشروطه و آگاهي مردم به کار مي گرفت.  

 

 

 منابع و مآخذ:

تاریخچه و تحلیل روزنامه های آذربایجان/ دکتر موسی مجیدی .- تهران کتابخانه ملی، 1382 ص53

تاریخ جراید و مجلات ایران/ محمد صدر هاشمی. جلد اول ص 55

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی  روزنامه احتیاج؛ دغدغه ای برای رفع نیاز از بیگانگان  نوشته ی: محمد رادمرد   http://www.irdc.ir/fa/content/17370/print.aspx

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی   حاج علیقلی صفروف پدر جراید فكاهی و شبنامه در ایراننوشته ی: عبدالحسین ناهیدی آذر    http://www.irdc.ir/fa/content/61122/print.aspx