ملکم در سال ۱۲۴۹ هجری قمری در قصبه جلفا از محله‌های اصفهان در خانواده‌ای متوسط زاده شد. پدرش میرزا یعقوب سنگ‌تراشی از ارامنه بود که به قولی اسلام آورده بود.ملکم در ده سالگى برای تحصیل به فرانسه رفت و در مدرسه ارمنيان پاريس مشغول به تحصيل شد. و پس از بازگشت در وزارت خارجه به عنوان مترجم شاغل به كار شد . پس از تأسیس دارالفنون ملکم به عنوان معلم حساب و هندسه در آن به تدریس پرداخت.  وی معتقد بود که راه پیشرفت ایران پذیرش نظام حکومتی غرب است.از مهم‌ترین فعالیت‌های وی می‌توان به انتشار نشریه قانون، تاسیس اولین لژ فراماسونری در ایران و فراهم آوردن اعطای امتیاز راه‌آهن، بانک و بهره‌برداری از منابع ایران به بارون ژولیوس رویتر، اشاره کرد.

وی در طول دوران حیاتش دو بار به دلیل تاسیس لژ فراماسونری و دریافت رشوه از انگلستان مورد خشم ناصرالدین شاه قرار گرفت. در سال ۱۲۴۱ ه ش.ناصرالدين شاه كه از طرح مباحث آزاديگرايانه و قانونخواهانه وى در فراموشخانه بيمناك شده بود، با تعطيلى فراموشخانه او و پدرش را به بغداد تبعيد كرد بعدا به استانبول رفت و تا سال 1250 ش.در آنجا ماند و برخى از آثار خود نظير رساله دستگاه ديوان و گفتار در رفع ظلم را در اين دوره تدوين كرد ولی با پادرمیانی مشیرالدوله مورد عفو قرار گرفت و سفیر ایران در مصر شد. پس از انتصاب میرزا حسن خان مشیر الدوله به سمت وزرات امورخارجه و سپس صدارت عظمی، ملکم خان نخست به عنوان مشاور وی و در ۱۲۵۲ ه ش به سمت وزيرمختارى ايران در لندن منصوب شد و در همين سال كتابى در احوال و اقوال پيامبر اسلام (ص) منتشر كرد. در سال ۱۲۵۶ ه ش (۴۴سالگى) سرپرستى مذاكرات هيات ايرانى در برلن را براى بازگرداندن ناحيه قطور كه به اشغال عثمانيان درآمده بود، بر عهده گرفت و اين مذاكرات را با موفقيت اداره كرد كه به پاس اين تلاش پس از بازگشت به ايران ملقب به «ناظم الدوله» شد.

در سال ۱۲۶۸ ه ش (۵۶سالگى) هنگامى كه به خاطر ماجراى امتياز لاتارى مورد بى مهرى ناصرالدين شاه و صدراعظم او امين السلطان قرار گرفته بود، براى انتقامجويى از آنها روزنامه قانون را در لندن راه اندازى كرد و انديشه هاى آزاديخواهى و قانون طلبى را با جديت بيشترى در آن پيگيرى كرد.

ملکم در این روزنامه به نظام حکومتی قاجار با لحنی تند انتقاداتی وارد می‌کرد. این نظام را استبدادی می‌دانست و معتقد بود باید سیستم حکومتی تغییر کند. به همین دلیل انتشار این روزنامه با محدودیت‌هایی از سوی دولت وقت مواجه بود.  بیشتر خوانندگان قانون از فارغ‌التحصیلان و محصلان دارالفنون بودند. انتشار قانون هشت سال طول کشید. ملکم با انتشار این روزنامه چهره روشنفکری آزادی خواه و هوادار حکومت قانون به خود گرفت. پس از قتل ناصرالدين شاه با جانشين او يعنى مظفرالدين شاه از در دوستى درآمد.

در سال ۱۲۷۷ ه ش (۶۵سالگى) به آخرين سمت خود يعنى سفيركبيرى ايران در ايتاليا منصوب شد و در همين سال انتشار روزنامه قانون را پس از حدود ۴۵ شماره متوقف كرد. در سال ۱۲۸۴ (۷۲ سالگى) ملكم تا دو سال بعد از پيروزى انقلاب مشروطيت يعنى ۱۲۸۷ ه ش در آخرين سمت خود باقى ماند و در اين سال در سن ۷۵ سالگى در سوئيس درگذشت.

ميرزا ملکم خان برگرفتن بي کم و کاست جلوه هاي مدنيت غربي را توصيه مي کرد و باور داشت که چون آيين ترقي همه جا بالاتفاق حرکت مي کند، مجاز نيستيم بخش هايي از آن را بگيريم و بخش هايي را ناديده انگاريم.
میرزا ملکم خان به دولت از ديدگاه ليبراليستي مي نگرد و وظيفه آن را به دفاع از مرزها و حفظ امنيت دروني کشور و وضع و اجراي قوانين محدود مي داند. انديشه سياسي ملکم بر مشروطه خواهي و حکومت قانون استوار است. براي اينکه شاه را به انجام دادن اصلاحات برانگيزد مي کوشد استبداد را تنها با برقراري نظمي ساده تعديل کند و قدرت شاه را در چارچوب مقررات قرار دهد و رفتار حاکمان محلي و ديوانيان را مقيد به قانون کند.
ميرزاملکم هم به حکم موضع طبقاتي اش (طبقه متوسط فرهيخته) و هم به علت اندیشه غرب گرای خود و ديدگاه ها و ارزش ليبراليسم، با سنت هاي اشرافيت ناسازگاري مي نمود و نوسازي روابط ديرينه را پيشنهاد مي کرد. اين کهن ستيزي ملکم را مي توان نتيجه اعتقاد او به ناگزير بودن پيشرفت دانست، به تغيير الفبا به عنوان سرآغاز پیشرفت تاکيد مي کرد و از قول “شارل ميسمر” فرانسوي، واپس ماندگي مسلمانان را ناشي از خط آنان مي دانست. در ابعاد شخصيتي فردي مادي مشرب و پيچيده بوده است. او در نوشته هايش اغلب دم از مسلماني مي زند و براي رنگ و لعاب دادن به انديشه هايش مي کوشد ثابت کند که گفته هايش منطبق با شريعت اسلام است.

منابع:

http://www.bashgah.net/modules.php?name=Articles&op=peoples&pid=10756

http://fa.wikipedia.org/wiki

http://www.zinati.de/Images/Images/Mirz