محمد اسماعيل رضواني

فرزند جعفر ، در 10 اردبيهشت 1300 در قرية خراشاد ( 24 كيلو متري شمال بيرجند ) بدنيا آمد . پس از آنكه تحصيلات خود را به پايان رساند به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به كار تدريس در مدارس بيرجند پرداخت ؛ رضواني بعد از آنكه به تهران آمد به تحصيلات خود ادامه داد و توانست دورة ليسانس ، فوق ليسانس و دكترا را طي كند . وي مدتها در دانشگاه ملي و دانشگاه تهران به تدريس مشغول بود و پس از آنكه در سال 1358 بازنشسته شد ، تا پايان عمر به تحقيق و پژوهش در زمينة تاريخ ايران پرداخت . استاد رضواني در 5 فروردين 1375 همزمان با فرا رسيدن بهار برا ثر بيماري سرطان ،پاي از سراي گذار بركشيد و و جود نفس گرم او رو به سردي و خاموشي گرديد. دكتر رضواني علاوه بركار تدريس و سمتهايي كه داشته است با مطبوعات زمان خود همكار ي مي نمود كه از جمله يغما،راهنماي كتاب ،كيهان ،سالنامه كشور ايران ،دانشكده ادبيات ،بررسيهاي تاريخي ،تاريخ و فرهنگ ايران ،تحقيقات روزنامه نگاري ،جامعه نوين ،تاريخ ،آينده ،خواندني هاي تاريخي ،بندر و دريا ،خواندني هاي قرن ،كلك ،پيام كتابخانه ،گنجينه اسناد ،تحصيل ،تاريخ معاصر ايران ،كيهان فرهنگي ،و تحقيقات اسلامي مي باشد. او همچنين در چندين همايش و كنگره در داخل و خارج از ايران -كنگره هايي در چين ،تايلند ،انگلستان ،پاكستان ،تركيه ،و شركت كرد .

استاد رضوانی، ستونی محکم برای رشته تاریخ ایران محسوب می‌شود و به واسطه نقش مهم و موثرش در  حوزه تاریخ و تاریخ نگاری «پدر علم تاریخ معاصر ایران» نام گرفت. از وی هم‌چنین به‌عنوان «پدر تاریخ مطبوعات ایران» نام برده می‌شود.

این استاد فرهیخته 61 مقاله در زمینه تاریخ و جغرافیا نگاشت که در مجله ها و نشریه های تخصصی جهان به چاپ رسید و با ارایه آنها در کنگره های ملی و بین المللی توانست نام ایران را دگربار در این گیتی پهناور طنین انداز کند. 

 

منبع: تلخیصی از وبلاگ مشاهیر خراسان جنوبی http://mashahir-ostan.blogfa.com/post-9.aspx

سید محمد صدرهاشمی

صدر هاشمی در سال 1284 شمسی در محله شمس آباد اصفهان از پدری به نام سید مهدی از روحانیون و سادات اصفهان دیده به جهان گشود. پس از کسب مقدمات و مکتب، او به مدرسه صدر اصفهان رفت و درس طلبگی را آغاز کرد هم زمان به علوم جدید نیز روی آورد. مدتی بعد او برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در دانشسرای عالی زبان زبان فرانسه را انتخاب کرد. اما
علاقه او به ادب فارسی موجب شد او در دانشکده معقول و منقول رشته ادبیات فارسی را هم زمان ادامه دهد و سرانجام در سال 1317 – 1316 از هر دو دانشکده فارغ التحصیل شد. «چون در هر دو دانشکده شاگرد اول بود ، از دست وزیر فرهنگ وقت به اخذ جایزه مفتخر گردید و از آن تاریخ رسماً به خدمت وزرات فرهنگ در آمد» (وحید، سال 3 ، ش 4)

پس از چند سال تدریس در مدارس زنجان و ملایر، سرانجام در سال 1319 محمدصدرهاشمی برای تدریس به زادگاهش اصفهان منتقل شد و تا پایان عمر در این شهر زیست.

 در این زمان که شروع به نگارش کتاب ارزشمند «تاریخ جراید و مجلات ایران» کرده بود، به نوشتن مقالات علمی و تاریخی در مجلات یادگار، وحید ، یغما و فرهنگ و نیز روزنامه های نقش جهان و سرنوشت نیز مشغول بود. محمد صدرهاشمی از سال 1367ق /  به دبیرستان فرهنگ رفت مدیریت این مدرسه را برعهده گرفت. تا پایان عمر ، صدرهاشمی مدیریت این مدرسه را که در خیابان طالقانی بود در دست داشت. در سال 1330 او روزنامه چهلستون را نشر داد و در زمان خود از نشریات معتبر و موفق اصفهان بود. در سال 1338 ش بعد از تاسیس دانشکده ادبیات دراصفهان، از آنجا که وزارت فرهنگ آن زمان استاد دانشگاه در اختیار نداشت، برای تدریس با آنها همکاری نمود.  صدرهاشمی تا پایان عمر و با وجود مشکلاتی که در بینایی و چشم او ایجاد شده بود از فراگرفتن علم و پژوهش دست نکشید و سرانجام در 30 فروردین 1344 در اصفهان دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه خانوادگی اش در تخت فولاد به خاک سپرده شد.

 

منبع:  تلخیص از وبلاگ تاریخ مردم اصفهان  http://esfahanpeople.persianblog.ir/tag