اختر

اولین نشریه تاثیر گذار بر تاریخ اجتماعی سیاسی ایران و عثمانی است که توسط آقا محمد طاهر تبریزی در استانبول ترکیه و در سال 1254 شمسی منتشر گردید. پروین(1377: 249) اشاره می کند:‌ اولین نشریه منظمی است که به دست ایرانیان و در وهله نخست برای ایرانیان در خارج کشور انتشار یافته است. مندرجات روزنامه اختر در بیداری افکار ایرانیان و ترقی آنان نقش عمده ای ایفا کرده است. ادوارد براون آن را تنها جریده قابل مطالعه در دوران تیره و تار استبداد می داند که مردم را با اوضاع کشورهای در گیر انقلاب و اصلاحات آشنا می ساخت(عباسی، 1386: 102). اختر به مدت 22 سال چاپ و منتشر گردید. عباسی در بررسی تاثیر روزنامه اختر بر مشروطیت(1386: 102) از قول محمد علی تربیت، فریدون آدمیت و روزنامه قانون می نویسد: "اختر در تمام ادوار انتشار خود مشعل فروزان محافل روشنفکران و مرکز اجتماع دانشمندان تبعید شده ایران بود" ، "موضوعهای مهمی در آن چاپ می شد که در ایران چاپ شدنی نبود"  و "روزنامه اختر به دولت و ملت ایران بیشتر خدمت می کند تا هفتاد وزیر اعظم".   اختر جزء آن دسته از روز نامه هایی است که با چاپ مقالات بسیار و ارزشمند بر علیه امتیاز تنباکو و انگلیسی ها افشاگری و مردم ایران را بیدار ساخت.

قانون

نخستین روزنامه فارسی زبان اروپاست که توسط میرزا ملکم خان ناظم الدوله در سال 1307 قمری منتشر شد. این روزنامه با توجه به محتوا و شعارهایش اثری شگرف و نفوذی ژرف در تمامی جریان های فکری ایرانیان داشته است (پروین،  1377:   ).  این روزنامه خود را وکیل حقوق ابنای وطن(ش1، ص6) منادی احیای ایران(ش4 ص2) معرفی می کند. دست اندرکاران خود را متعهد می دانند که از جمیع نامردیهای تملق و از همه آن رسوم دروغ پردازی که لازمه معقولیت ایران شده است به کلی اجتناب نمایند.  قانون زمانی منتشر شد که به کار بردن لفظ قانون جرم شناخته می شد و با وجود سانسور شدید حاکم بر ایران به اندرون حکومت شاهی هم می رسید.(علی آبادی،    :102)

حکمت

اولین روزنامه فارسی در مصر می باشد که میرزا مهدی خان تبریزی ملقب به زعیم الدوله آن را در سال 1310 قمری منتشر کرد. هدف آن بیداری ایرانیان و معرفی  و تبلیغ نهضت مشروطه است. عدم استفاده از کلمات و ترکیبات زبان عربی در آن یکی از ویژگیهای متمایز آن نسبت به روزنامه های فارسی زبان می باشد. حکمت پس از 20 سال انتشار، سرانجام به خاطر بیماری مدیر آن متوقف و دیگر منتشر نشد.

حبل المتین

در جمادی الثانی 1311 قمری به همت سید جمال الدین حسینی ملقب به موید الاسلام در کلکته هندوستان چاپ شده است. در سرمقاله شماره اول دغدغه های خود را بیداری مردم  و حاکمیت آنها بیان می کند و با چاپ مقالات بسیار سعی کرده اندیشه سیدجمال الدین اسدآبادی که مشوق او در تاسیس این روزنامه است، را برای آگاهی بخشی و ایجاد انقلاب فکری در ملت ایران  محقق سازد. موید الاسلام با چاپ مقالات ارزشمندی به قلم خود در رسوایی بیگانگان وبیداری ایرانیان نقش بسزایی داشته است و طی 30 سال فعالیت روزنامه نگاری خود تلاش می کند با نظام حکومتی ایران و حضور بیگانگان مبارزه نماید. علی آبادی(   : 102) در توصیف آن می گوید: "از ویژگیهای آن جامعیت خبری است که از خبرنگاران اختصاصی در ایران، عراق، مصر، روسیه و هند بهره می برد."حبل المتین به وسیله نمایندگانش در بسیاری از شهرهای ایران منتشر می شد. حاج زین العابدین نقی اف (تاجر معروف و نیکوکار ایرذانی مقیم باکو) که سهامدار شرکت نفت با کو بود، 100 شماره آن را پیشاپیش مشترک شده بود تا موید الاسلام برای مراجع و علمای شیعه ایرانی ارسال کند( رحمانی، 1388: 174). روزنامه حبل المتین 37 سال منتشر شده که در این مدت 43 بار توقیف گردیده است.

ثریا

 محمد علی خان کاشانی در جمادی الاخر 1316 قمری این روزنامه را در قاهره مصر منتشر کرده است. از شماره 27 سال دوم به یک تاجر کاشانی واگذار شد که در نهایت نیز در جمادی الاول 1318 برای همیشه متوقف شده است. کوهستانی نژاد ثریا را آیینه قدرتمندی در پیش روی ایرانیان توصیف می کند که تصویر واقعی خودرا در آن مشاهده می کنند(1386: 225). ثریا بعدا به تهران منتقل  شد و توسط سید فرج ا... حسینی کاشانی اداره می گردید.

پرورش

محمد علی خان کاشانی پس از واگذاری امتیاز روزنامه ثریا در سال 1318 در قاهره مصر این روزنامه را منتشر کرد. ادوارد براون (1341: 272)آن را بعد از قانون جزء آزاد منش ترین روزنامه های ایرانی عصر استبداد می داند که موجب انقلاب فکری عظیمی در میان جوانان ایران شد. این روزنامه تاثیر بسزایی در شکل گیری مشروطه دارد و در بین ایرانیان به ویژه جوانان، علاقه مندان بسیار داشت. علی آبادی(    :102) در توصیف آن می گوید "هر هفته در تهران روزهای ورود پست خارج، جمعی از جوانان ساعت ها به انتظار رسیدن روزنامه پرورش لحظه شماری می کردند". با درگذشت محمد علی کاشانی در سال 1320 قمری، چاپ پرورش برای همیشه متوقف شد.

چهره نما

در محرم 1322 قمری در اسکندریه مصر به همت عبدالمحمد مودب السلطان منتشر شده است. چهره نما در سال دوم به دلیل آتش سوزی چاپخانه آن به قاهره منتقل شد. این روزنامه بدون واهمه به ستایش آزادیخواهان و بدگویی مستبدین می پرداخت. ویژگی ممتاز آن مصور بودن است که تصاویر رجال ایرانی و غیر ایرانی را چاپ می کرد.  دو واقعه بر چهره نما تاثیرگذار بوده است وبای عمومی در ایران و خسارت هنگفت آن بر روزنامه در ابتدای پیدایش آن و دوم توقیف روزنامه در مرزهای ایران و جلوگیری از ورود آن به ایران به دستور عین الدوله در سال 1322 قمری که باعث خسارت شد(رابینیو، 1372: 121). روزنامه چهره نما حدود 4 دهه منتشر شده است.

شمس:

به مدیریت سید حسن تبریزی در شعبان 1326 قمری در استانبول منتشر می شد. جزء روزنامه هایی است که پس از ورود به ایران، نسخه های آن دست به دست  می شد و حتی به قیمت گرانتر از خود روزنامه خرید و فروش می گردیده است در برخی شماره های آن تصویر سران مشروطه ایران چاپ می شده است. شمس در دوره استبداد صغیر کمک زیادی به جنبش مجاهدین در آذربایجان نمود(ابوترابیان، 1386: 219)

کاوه

سید حسن تقی زاده در سال 1285 شمسی در برلین آلمان آن را منتشر کرد. مقالات مندرج در آن تاثیر بسیار زیادی بر وقایع ایران و جنبش مشروطه داشته است. کاوه دو دوره انتشار دارد که اولین آن بین سالهای 1295 تا 1298 شمسی است و رنگ و بوی کاملا سیاسی دارد. دوره دوم مقالات آن کاملا  ادبی است و توسط روشنفکران ایرانی مقیم برلین نوشته می شد. توکلی(1382) می نویسد از جمله کسانی که مقالات ادبی خود را در این روزنامه منتشر می کرد سید محمد جمالزاده با نام مستعار" شاهرخ" می باشد.

 ایرانشهر

توسط حسین کاظم زاده در ذی القعده 1340 قمری در برلین آلمان منتشر شد. جمعا 48 شماره از آن چاپ گردیده و در نهایت در اسفند 1305 متوقف شده است. در جهت روشن شدن افکار عامه ایرانیان با چاپ مقالاتی در زمینه فلسفه علوم اجتماعی، ادبیات، مسائل زنان و مقالات علمی بقلم اندیشمندان غربی و شرقی نوشته شده است. ادوارد براون آن را نسبت به کاوه دارای نثری ساده تر و قابل فهم تر می داند(1341: 322) از مجلاتی است که دولت نیز برای معرفی ایران در آن ماهیانه مبلغی(دویست تومان) برای مدیر آن می فرستد و کاظم زاده نیز پنجاه تومان آن را صرف اداره مجله و بقیه را بین مستمندان توزیع می کرد(صدرهاشمی، 1329: 337)