دوره ناصری (1264- 1313 ق.):  انتشار روزنامه ها در ایران به دولت و دربار منتصب است، که قلمفرسایی نویسندگان یا در ستایش دربار و یا درج اخبار مورد تایید آنها بوده ست. به همین دلیل جو حاکم بر نویسندگان و روشنفکران ایرانی، اختناق و فشار شدید است که به ناچار برخی از آنها مهاجرت را بر ماندن ترجیح داده اند و به کشورهای هند، عثمانی، مصر و یا اروپا رجعت نموده اند و با بهره گیری از آزادی بیان آنها اقدام به انتشار روزنامه های فارسی کرده اند که مورد استقبال خوبی از سوی ایرانیان نیز واقع شده است، به نحوی که خواندن این روزنامه ها توسط جمعیت باسواد ایرانی به خواندن روزنامه های درباری ترجیح داده می شد. دولت ناصری که این وضعیت را برنمی تابید، اعتماد السلطنه را مامور ایجاد مرکزی برای کنترل جراید و سانسور روزنامه های مخالف دربار نمود. وی وزارت انطباعات را به همین منظور تاسیس کرد. پس از تاسیس این وزارت خانه است که درج مقالات دروغین و چاپلوسی در مطبوعات ایران رونق می گیرد و  از ورود روزنامه های فارسی زبان آزاد خارج کشور جلوگیری می شود، در عین حال این جو سبب رشد مطبوعات خارج نشین گردید. مطبوعات تحت تاثیر سیستم اجتماعی اروپا خواستار پیاده سازی نمونه اداری و مملکتی آن در ایران بودند. بررسی روزنامه های آن زمان حکایت از این است که مقالاتی با عنوان آزادی و عدالت در رأس مقالات منتشر شده قرار دارند(عباسی، 1386: 201). روزنامه های اختر در استانبول، ‌قانون در لندن، حکمت در مصر، حبل المتین در هند از این زمان شروع به انتشار کرده اند.

دوره مظفرالدین شاه (1313- 1324 ق.):  با اختناق حاکم بر مطبوعات آغاز می شود، اما به واسطه اینکه شاه سعی می کند خود را همراه ملت نشان دهد و به دلیل بروز برخی تحولات سیاسی و اجتماعی که در ایران رخ می دهد، مطبوعات در داخل ایران رشد چشمگیری دارند و برای اولین بار مطبوعات آزاد غیر دولتی شروع به انتشار می کنند. مطبوعات فارسی خارج کشور نیز علاوه بر رشد برخی مواقع به سهولت وارد ایران شده اند  البته علاقه مندان بسیاری نیز پیدا کرده اند. شاه به دلیل بیماری وکهولت سنی که داشته مانند ناصر الدین شاه مسلط بر حکومت نبوده بلکه صدراعظم بیشتر امور را در دست داشته است. به همین دلیل ظلمی که در برخی زمانها به مطبوعات روا شده در دوره ناصری کمتر سابقه دارد. از منع ورود جراید فارسی خارج کشور گرفته تا اعلام جرم برای روزنامه خواندن در تهران از مواردی هستند که در دوره مظفری برای مطبوعات روی می دهد. میرزا علی اصغر اتابک(امین السلطان) و عین الدوله دوران تاریک مطبوعات را دراین زمانه رقم می زنند. اتابک که به واسطه شاه مردم دار خود و البته با فشار روزنامه ها و مردم حاضر به پذیرش مشروطه شده، ناچار برخی قواعد آن از قبیل انتشار مطبوعات آزاد را می پذیرد اما در مقابل به واسطه بیمی که از مطبوعات به ویژه روزنامه های فارسی خارج کشور دارد، با ترس از فتنه آنان دستور می دهد از ورود کلیه جراید فارسی چاپ خارج از کشور برای مدتی جلوگیری کنند. پس از او عین الدوله نیز که با مطبوعات سر ستیز دارد و آشکارا با آنها برخورد می کند، به بهانه ترویج بهائیت توسط مطبوعات خارج نشین روزنامه خواندن را برای مدتی در تهران جرم اعلام می کند.  بررسی تاثیر مطبوعات خارج کشور بر انتشار روزنامه نگاری آزاد در ایران و انقلاب مشروطیت نشان می دهد که اگر نبود روشنگری و مبارزه سر سختانه بسیاری از روزنامه های خارج کشور چون اختر، قانون و حبل المتین، انتشار روزنامه آزاد  در ایران میسر نمی شد چرا که مفاهیم آزادی بیان و ارائه اندیشه های متفاوت در روزنامه ها از طریق مطبوعات خارج کشور وارد ایران شد، همچنین در رأس بودن روشنگری و مبارزه همین روزنامه هاست که با حمایت روحانیون و ملت ایران، شاه و دربار وادار به پذیرش مشروطیت می گردند. ذاکر حسین(1368:   ) بیان می کند که مطبوعات خارج کشور در دوره مظفری منبع و ماخذ اصلی خبرهای داخلی و خارجی برای مردم ایران محسوب می شوند و عامل آشنایی روحانیون با روشنفکران و همچنین مفاهیم جدید سیاست در دنیای آن روز بودند. با شکل گیری مشروطه در ایران زمینه های عدالت خواهی و گسترش آزادی در ایران پر رنگ می شود. نقش مطبوعات خارج نشین که بیشترین حمایت را از مشروطه خواهان در مقابل مشروعه طلبانی چون شیخ فضل ا... نوری دارند، بسیار چشمگیر است. این روزنامه ها به سرعت چاپ  و وارد ایران می شوند و دست به دست بین مردم توزیع می گردند. روزنامه های "ثریا" ،‌ "چهره نما" و "پرورش" در مصر ، "مفتاح الظفر"، "آزاد" و "قند پارسی" در هند در این زمان آغاز انتشار می نمایند.

دوره محمد علی شاه (1324- 1327 ق.):  با روی کار آمدن محمد علی شاه مطبوعات غیر دولتی در ایران در حال رشد بود و نشریات فارسی خارج از کشور نظیر حبل المتین و چهره نما به صورت مرتب وارد ایران می شدند و دست به دست می گشتند. وزارت انطباعات ایران منحل شده بود اما یک سال بعد از شروع دوره حکومت محمد علی شاه اوضاع دگر گون شد دوره ای که به استبداد صغیر و دوره عذاب آور برای مطبوعات معروف است. زمانیکه روس و انگلیس در سن پطرزبورگ، ایران را به سه قسمت تقسیم کردند، شمال را به روس و جنوب را به انگلیس واگذار و مرکز را بی طرف اعلام نمودند، جنگ لفظی بین مطبوعات و محمد علی شاه در می گیرد. در نتیجه این وقایع و درگیری ها برخی روزنامه نگاران چون میرزا جهانگیر خان مدیر صوراسرافیل و احمد تربتی جان خود را ازدست می دهند و دهخدا و بسیاری دیگر از نویسندگان، ازکشور خارج می شوند و در آنجا دست به قلم می برند و نشریات جدید منتشر می کنند. در این زمان ورود مطبوعات خارج از کشور بیش از قبل کنترل می شد. کمتر شاهد حضور نشریات خارج از کشور هستیم ولی درج اخبار ایران و وقایعی که می گذرد به شدت در این مطبوعات چاپ و دنبال می شود.  "اصلاح "در پاریس، "شمس"، "سروش"‌و "آزادی" در استانبول، "صور اسرافیل" در سوئیس، "روح القدس" در پاریس، "کاوه" در برلین و "مظفری" در مکه روزنامه هایی هستند که از این زمان آغاز انتشار نمودند. مطالعات تاریخی نشان می دهد در برهه ای از انقلاب مشروطه متصل به دوران محمد علی شاه که ناشی از نفوذ دربار است و مطبوعات داخل کشور یا منتشر نمی شوند و یا تاثیر بسزایی بر اوضاع ایران ندارند، این مطبوعات خارج کشور هستند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند، نکته ای که کوهستانی نژاد(1386: 225) آن را برای فاصله زمانی جمادی الاول 1326 تا جمادی الثانی 1327 مورد تایید قرار می دهد.

دوره احمد شاه (1327- 1345 ق.):  محمد علی شاه از ایران می گریزد، احمد شاه که 13 سال بیشتر ندارد جانشین او می شود اما به دلیل سن کم‌، نایب السلطنه امور را به عهده دارد. در ابتدا بسیاری از روزنامه نگاران مهاجر به کشور باز می گردند و مطبوعات مجدد در ایران رونق می گیرد. ولی خیلی زود این وضعیت تغییر می کند برخورد با مطبوعات بیشتر و انتشار آنها کمرنگ می شود، گاهی نشریاتی به عرصه می آیند که در حکم کاغذ پاره هستند و ارزش اطلاعاتی چندانی ندارند. مطبوعات خارج از کشور به انتشار خود ادامه می دهند و البته دوران جدیدی را در عرصه مطبوعات فارسی زبان رقم می زنند. سعی می کنند اخبار را به ایران برسانند و مردم را بیدار نگه دارند. انتشار شکل جدید نشریه یعنی "مجله "رو نق می گیرد و صاحبان اندیشه آن را سبک مناسبی برای انتقال اطلاعات می دانند. در کشورهایی مثل آمریکا و عراق که تازه صاحب نشریه فارسی می شوند علاقه مند بیشتری به این شکل نشریه مشاهده می شود. آمریکاییان بیشتر به فکر ترویج بهائیت برای فارسی زبانان از طریق این رسانه هستند در مقابل در عراق که تعداد شیعیان و روحانیون در آن اندک نیستند به انتشار مجلات دینی می پردازند. سال 1340 ق. (1299 ش.) فرا می رسد با کودتای اسفند این سال، رضاخان قزاق بیانیه می دهد که "تمام  روزنامجات- اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازه که بعد داده خواهد شد باید منتشر شوند" (قاسمی، 1380: 44) . مطبوعات داخلی خیلی زود به کنترل دولت در می آیند. موافقان رضا خان برای به کرسی نشان دادن او به تعریف و تمجید می پردازند او را فردی متدین و معتقد نشان می دهند، رقبای او یکی پس از دیگری قدرت (نخست وزیری)را به دست می گیرند و با توطئه های پشت صحنه رضاخان و مطبوعات وابسته اش برکنار می شوند تا سر انجام او که از وزارت جنگ در دربار احمد شاه کار را شروع کرده در سال 1301 ش. به نخست وزیری می رسد و البته در این سالها روز به روز عرصه را به مطبوعات داخل  وخارج تنگ و تنگ تر می نماید. حضور و تاثیر مطبوعات خارج از کشور در ایران کمرنگ شده، آنها تلاش خود را با چاپ مقالاتی بر علیه سیاستهای دولت و ومقالاتی در وصف سیاست و حکومت غربیها چاپ و به رخ می کشند. تنها مجله ای که به نظر می رسد تحت حمایت دولت رضا خان قرار دارد مجله "ایرانشهر" چاپ برلین است که مقالات آن بیشتر در توصیف ایران باستان(نکته ای که رضا خان به آن علاقه وافر دارد) ، جهان زنان و معرفی مردان بزرگ می باشد. این مجله پس از انتشار به راحتی در ایران توزیع و مطالعه می گردد. از نشریاتی که در دوره احمد شاه  پا به عرصه انتشار نهادند مجله "صنایع آلمان و شرق " ، "فرنگستان"و"کاوه". در برلین ،"نجم باختر "و "یادگار وطن" در آمریکا، "دره النجف"، "العلم" و "انتقام" در عراق و "خاور" و "پارس" در استانبول را می توان نام برد

دوره پهلوی ها (1304 ش.- 1357 ش.) در گذر از قاجار به پهلوی، تاریخ می نگارد رضاخان با حمایت استعمار به ویژه انگلیس  به سلطنت قاجار پایان و سلطنت شوم دیگری را حاکم می کند. رضا خان با فشار و تهدید جراید با کودتای دوم خود  در سال 1304 قدرت را در ایران به صورت کامل به دست می گیرد و سانسور را تقویت می کند. در این زمان است که "سانسور پلیسی"مطرح می شود که جراید خارج کشور نیز از آن مصون نیستند. "پیکار"نشریه دانشجویان ایرانی در مونیخ که سیاست های رضاخان را نقد می کرد با دستور مستقیم وی و همکاری دولت آلمان توقیف و تعطیل می گردد. بیژنی(1384: 54) در توصیف رفتار رضاخان با مطبوعات مخالف دولتی می نویسد: "محمد فرخی مدیر روزنامه های طوفان و قیام توسط قشقایی ها با حمایت رضا شاه لب هایش دوخته و سرانجام کشته شد. وی بی پروا به شاه انتقاد می کرد و هرگز حاضر به تعریف و تمجید از شاه نشد. زمانی در روزنامه قیام به احمد شاه قاجار توصیه می کند که اگر از اوضاع کشور بی خبر است از مقام سلطنت صرف نظر کند. " با تبعید روشنفکران در دوره رضا خان به خارج از کشور چند نکته قابل تامل است: اول اینکه بر خلاف عصر قاجار  که کشورهای آسیایی و آفریقایی پذیرای روشنفکران و روزنامه نگاران ایرانی است، کشورهای اروپایی چون آلمان، انگلیس، سوئیس بیشترین پذیرای ایرانیان تبعیدی است که منجر به ظهور نشریه های ماندگار در اروپا می شود. دوم اینکه نوشته های گروههای تبعیدی در اروپا بیشتر عنصر و ویژگی ادبی دارند و به نوعی آغاز سبک داستان نویسی را درجراید فارسی به منصه ظهور می رسانند. چهره های شاخصی چون جمالزاده و صادق هدایت از همین ایام است که در مطبوعات مطرح می شوند. فعالیت روشنفکران ایرانی در خارج از مرزها انتشار نشریاتی چون "علم و هنر"، "نهضت برلین"،‌"پیکار" و "جهان نو" در برلین را به دنبال دارد. کمتر نشریه ای غیر از اینها که نام برده شد طی دوره حکومت رضاخان پا به عرصه انتشار می گذارند، تنها نشریاتی که از سالیان قبل در حال انتشار بوده اند، منتشر و توزیع می شوند که نمونه های آن حبل المتین کلکته و چهره نما است.

رضاخان همچنان که با کودتای انگلیسی به قدرت می رسد، توسط همانها برکنار و تبعید می شود و پسر وی محمد رضا پهلوی را به حکومت می رسانند. دوره محمدرضا به صورت مقطعه ای آثار مفیدی برای مطبوعات داشته است. در زمان وی دو دوره تاریخی را برای مطبوعات می توان تصویر کرد: سال 1320 تا کودتای مرداد 1332 که آزادی و سانسور مطبوعات به نوعی در هم آمیخته است. با آزادی مطبوعات شروع می شود و در ادامه با سیاستهای سرکوبگرانه دولتهای قوام، ساعد، رزم آرا سانسور یا توقیف شامل اکثر جراید ایران می گردد. مصدق که در صدد اصلاح  اساسی مملکت است در سال (1331ش.) نخست وزیر ایران می شود و با حمایتهای مردم ایران و برخی روحانیون روشنفکر چون آیت ا... کاشانی روبرو می شود. مصدق  دستور می دهد دولت به هیچ وجه به جراید سخت نگیرد به همین دلیل در این زمان مطبوعات آزاد ترین دوره ها را پشت سر می گذرانند و به راحتی هر آنچه را می خواهند می نویسند و حتی خود مصدق نیز از تیر سخت انتقادها مصون نمی ماند و مشاهده می شود که گاهی بدترین مقالات و حتی ناسزاها بر علیه او در مطبوعات چاپ می شود. پس از کودتای مرداد 1332 که دوره تاریخی دوم را تا انقلاب اسلامی برای مطبوعات شاهد هستیم، وضعیت کشور فوق العاده پلیسی می شود،‌ مجدد سانسور و توقیف به راه می افتد. مطبوعات تحت نظارت شدید دولت قرار می گیرد و روزنامه ها و مجله های در تبعید به ویژه توسط دانشجویان و گروههای تبعیدی رونق می گیرد. احزاب و انجمنهای جدیدی چون جبهه ملی  و انجمن اسلامی در اروپا شکل می گیرند که در راستای تبلیغ افکار خود و مبارزه با حکومت پهلوی روزنامه هایی چون "باختر امروز" را توسط دکتر فاطمی در سوئیس و مجله "افکار شیعه" را در هامبورگ منتشر می کنند. مطبوعات فارسی زبان آمریکا که در ابتدا بیشتر توسط دانشجویان مهاجر منتشر می شوند برای اولین بار در زمان محمد رضا پهلوی شکل می گیرند و در بحبوحه انقلاب اسلامی است که نشریات فارسی چاپ آمریکا و اروپا به سرعت افزایش می یابد و در درون ایران توسط گروههای مختلف سیاسی کپی برداری و توزیع می گردد.

منابع برای اطلاعات بیشتر و تکمیلی:

 

1-      براون، ادوارد/ تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران./ ترجمه محمد عباسی.- تهران: کانون معرفت، 1341.

 

2-      پروین، ناصرالدین./ تاریخ روزنامه و روزنامه نگاری ایرانیان و دیگر پارسی نویسان: ج.1 پیدایش.- تهران: نشر دانشگاهی، 1377. ص 276

 

3-      جعفری خانقاه، مهدی،/دو قرن با مطبوعات فارسی زبان خارج از کشور در قاره آسیا.- تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، 1383.

 

4-      رابینیو، ه. ل. / صورت جراید ایران و جرایدی که در خارج ایران به زبان فارسی طبع شده است./ تهران: مرکز مطالعات و تخقیقات رسانه ها، 1373

 

5-      عباسی، مسلم/ نقش روزنامه نگاری برون مرزی در وقوع انقلاب مشروطه./ یاد: جریان شناسی تحلیلی جراید فارسی(2)، جراید فارسی مصر. س. 22، ش.83، بهار 1386. ص 201- 223

 

6-      علی آبادی،‌گیتا/ مطبوعات برون مرزی فارسی زبان دوره قاجار/ رسانه، س11، ش2، ص 102-111

 

7-      قاسمی، سید فرید.مطبوعات ایران در قرن بیستم.- تهران: قصه، 1380.

 

8-      هشترودی، سید علی/ تاریخچه توقیف و سانسور جراید فارسی و تحولات قانون مطبوعات در ایران./ یاد: جریان شناسی تحلیلی جراید فارسی(8) جراید فارسی شبه قاره هند. س. 25، ش. 91- 92، بهار و تابستان 1388. ص 98- 118

 

9-      مولانا، حمید/ از مشروطه تا انقلاب./ ترجمه یونس شکرخواه. رسانه ش2، تابستان 1369. ص 22- 23

 

10-   کهن، گوئل، تاریخ سانسور در مطبوعات ایران.- تهران: آگاه، 1360.ج1-2

11- مطبوعات سياسي ايران در عصر مشروطيت/ تأليف عبدالرحيم ذاکر حسين.- تهران: دانشگاه تهران، ‎۱۳۶۸.

12-  کوهستانی نژاد، مسعود/ ایران و ایرانیان در آیینه مطبوعات فارسی زبان مصر./ یاد؛ جریان شناسی تحلیلی جراید فارسی(6)؛ جراید فارسی قفقاز و آسیای میانه. س 22، ش.83، بهار 1386. ص 225-257